تمام شهر ازبس عاشقی کردند قهارند ... اما من هنوز ناشیانه "ذوستت دارم".
چه بى تفاوت زندگى میکنند آدم ها بى آنکه بدانند
در گوشه اى از دنیا تمام دنیاى کسى شده اند…
نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی

می توان پر کرد فاصله هایی بلـند را با یک پیام ساده و کوتاه...
کافیست بنویسی : دوستت دارم
کاش تو چایی بودی و من قند ، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی
چقدر سخته
دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که
یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم ... فضای اتاق برای پرواز کافی نبود
رو به قبله مینشینم،خسته با حالی عجیب/از ته دل مینویسم،انت فی قلبی عزیز.
در این دنیا چه بسیارند...
آنهایی که در آرزوی قطعه ای نان جان می دهند...
و چه بسیار بیشتر که در آرزوی اندکی عشق می میرند...
مهم نیست فردا چی میشه..... (مهم اینه که امروز دوستت دارم) مهم نیست فرداکجامیری... (مهم اینه که هرجاباشی دوستت دارم) مهم نیست تا ابد باهم باشیم (مهم اینه که تاابددوستت دارم) مهم نیست قسمت چیه (مهم اینه که قسمت شد دوستت دارم
